محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

7

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن در اينكه زمان چيست ؟ زمان ساعات شب و روز است ، كوتاه باشد يا دراز . عرب گويد : زمان امارت حجاج پيش تو آمدم ، يعنى وقتى كه حجاج امير بود . سخن در مقدار زمان از آغاز تا انجام آن دانشوران سلف در اين باب خلاف كرده‌اند ، بعضى گفته‌اند : همهء زمان هفت هزار سال است . از ابن عباس آورده‌اند كه دنيا يكى از روزهاى آخرت است و هفت هزار سال است . شش هزار و چند سال گذشته و پس از چند صد سال موحدى نباشد . و ديگران گفته‌اند : همه زمان شش هزار سال باشد و اين را از كعب روايت كرده اند . و هم از وهب آورده‌اند كه گفت : از عمر جهان پنجهزار و ششصد سال رفته و من شاهان و پيمبران هر دوران را دانم . به دو گفتند همهء جهان چند است ؟ گفت : شش هزار سال . ابو جعفر گويد : درست حديث پيمبر است كه فرمود : مدت شما نسبت به گذشتگان چون فاصلهء نماز پسين است با غروب . و هم از او حديث كرده‌اند كه روزى با اصحاب سخن مىگفت و خورشيد به نزديك غروب بود و از روز اندكى مانده بود و فرمود : « به خدا سوگند كه از دنياى شما نسبت به مردم سلف چندان مانده كه باقى روز و از روز چندان نمانده . » و هم از ابو هريره روايت كنند كه پيمبر فرمود : من و قيامت چنينيم ، و انگشت سبابه و ميانه را نشان داد . و روايت به اين مضمون مكرر آورده‌اند . و حديث هست كه فاصلهء تا قيامت به اندازهء تفاوت انگشت سبابه و ميانه است و هم از او روايت كرده‌اند كه فرمود : من در دم رستاخيز مبعوث شدم و پيش از آن آمدم چونان كه